تحت تاثیر فضای نسبتا نامعمول و قابل توجه دانشگاه هستم هنوز.برام عجیبه کمی. با تصورم فرق داره. و مسئله اینه که خودمم با تصورم از خودم سازگار نیستم. امیدوار بودم این مقطع رو بی سرو صدا شروع کنم. کمرنگ باشم و آروم... اما انگار در وجودم نیست. در تنهایی احتیاج به تنهایی بیشتر دارم . اینکه با خودم باشم و به کارها و فکرهای عقب افتادم رسیدگی کنم...اما وقتی تو جمعم ، تمام این نیازها رو فراموش می کنم. به روزمرگی می گذرونم و شلوغ کردن.
به هرحال ، دانشگاهمون خیلی جالبه ، فضای منحصر به فردی داره . خوشم میاد که کسی کاری به کار کسی نداره. البته ، امیدوارم زمان بهم ثابت کنه که واقعا همینجوریه
سمینار امروزم انصافا خوب بود. حداقل برای من که چیزهای تازه زیاد داشت. فقط کاش حالم اونقد بد نبود موقع اجرائه استاد
به هرحال ، دانشگاهمون خیلی جالبه ، فضای منحصر به فردی داره . خوشم میاد که کسی کاری به کار کسی نداره. البته ، امیدوارم زمان بهم ثابت کنه که واقعا همینجوریه
سمینار امروزم انصافا خوب بود. حداقل برای من که چیزهای تازه زیاد داشت. فقط کاش حالم اونقد بد نبود موقع اجرائه استاد